تبلیغات
وبلاگicon
❥ღ♤ しѺ√乇 ♤ღ❥ - لیلی و مجنون
 
❥ღ♤ しѺ√乇 ♤ღ❥
ღ☃ღ❤▒ MѺђДMДD Дløηє ▒❤ღ☃ღ
دوشنبه 19 تیر 1391 :: نویسنده : ✫•٠•●♥ Mohamad ♥●•٠•✫    

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الســـتش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم میزنی

دردم از لیلاست آنم میزنی

خسته ام زین عشق دلخونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو ولیلای تو… من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

دررگ پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمارعشق یک جا باختم

کردمت آواره ی صحرا نشد

گفتم عاقل میشوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یاربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب اورا صدا کردی ولی…

دیدم امشب بـا منی گفتم بلـــی

مطمئن بودم به من سر میزنی

در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم…






نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

,

,